عبدالله مستوفى
379
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
وزارت پست و تلگراف وزارت تلگراف را ميدانيم عليقليخان مخبر الدوله تأسيس كرده و پستخانهها هم در ادارهء امين الدوله بود . در اوايل دورهء مظفر الدين شاهى ، بعد از اين دو مؤسس ، اين دو وزارتخانه توأم و يكى شده و چون درآمد داشت و داراى تشكيلاتى هم بود ، براى رفع حاجت ، كوتاهى و كم و كاستى نداشت و هر جائى كه احتياج پيدا ميشد ، توسعهاش ميدادند . محمولات پستى تا اين تاريخ هميشه با گردهء مال و احيانا در بعضى نقاط با جمازه حمل ميشد . ولى در اين چند سال اخير ، بواسطهء بىنظمى راهها ، پست بنظم زمان سابق بخصوص دورهء ناصر الدين شاه نبود و در آينده هم كه مقرر شد محمولات با چرخ حمل شود ، باز هم بهبودى در وضع پست حاصل نشد . امنيت دورهء پهلوى و تغيير ارابه باتومبيل موجب سرعت كار گشت كه آن هم از شهريور 1320 ببعد بواسطهء كم بودن وسائط نقليهء خودرو و احيانا جلوگيرىهائى كه در رفتوآمدها و تفتيشاتى كه در محمولات به عمل ميآيد ، باز دچار بطؤ گشته است تا كى جنگ تمام شود و حالت طبيعى به خود بگيرد « 1 » . وزارت جنگ وزارت جنگ در اين دوره از تمام وزارتخانهها بيموضوعتر شده بود . ژاندارمرى كه اگر هم مستقل نبود ، ميبايد تحت امر وزارت داخله باشد . قزاق هم اطاعتى از وزارت جنگ نداشت . بختياريها هم كه قوهء جنگى ديگرى بودند ، جز از رؤساى خود از هيچكس حرفى نمىشنيدند . افواج قديم كه پنج شش سال بود احضار نشده و حتى افسرهاى جزء محلى هم سربازها و صاحبان بنيچه را سرداده بودند . معهذا بقول مدرس « شمشيربندهاى وزارت جنگ » با لقب و نشان سردارى و امير تومانى ، هر روزه محل وزارت جنگ را با قدوقامتهاى خود زينت ميدادند و گاهى كه ميخواستند مثلا دويست نفرى از بريگاد مركزيرا با عدهاى قزاق بجنگ نايب حسين و پسرش بكاشان بفرستند ، رفتوآمد اين افسران عاليرتبه بهيئت وزراء زياد ميشد و شغل شاغلى براى خريد فشنگ از دكانهاى فشنگفروشى براى آقايان پيشميآمد . گاهى هم اگر آقاى قوام السلطنه ( جناب آقاى احمد قوام ) معاون يا وزير جنگ بود ، لباس مخصوص زيبائى بتن چند نفرى از جوانهاى خوشقيافه و خوشقواره شهرى كرده و بقول روزنامهء شرق يك رژيمان خيلى كوچك ظريف قشنگ فوق العاده شيكى از آنها ميساخت كه اقلا در موقع ورود اشخاص بوزارت جنگ ، وزارتخانه پراسقاط و قراضه « 2 »
--> ( 1 ) - الان وارد سال پنجم بعد از جنگ شدهايم و حتى با طياره محمولات پستى را حمل ميكنيم ولى كاغذ از امريكا و لندن زودتر از تهران بقم به مقصد ميرسد و سبب آن بىنظمى در ادارات مبدأ و مقصد است . ( 2 ) - قراضه از حيث معناى لغوى بمعنى خورده طلاهائى است كه از زيردست زرگر بيرون ميايد . بطور استعاره ظرفهاى فلزيرا كه بواسطهء استعمال ، تورفتگى و قرى پيدا كرده باشد قراضه ميگويند اين استعاره ، استعارهء ديگرى را هم معمول كرده و بهر چيزى كه بروروئى نداشته باشد قراضه اطلاق ميكنند . اسقاط را هم بطور استعاره در چيزهاى بىرنگورو و از كارافتاده به كار مىبرند .